چالش در برقراری ارتباط عاطفی
سپیده و سجاد دو ساله که با هم در یک رابطه عاشقانه هستند، اما اخیراً احساس میکنن که ارتباط عاطفیشون ضعیف شده. سجاد فکر میکنه که سپیده به احساسات و نیازهایش زیاد توجه نمیکنه و سپیده هم از اینکه سجاد به اندازه کافی وقت نمیذاره، ناراحته. هر دو دنبال راهی هستند که دوباره ارتباط عاطفی […]
تصمیمگیری برای تغییر شغل
امیر شغلش رو دوست داره، ولی حس میکنه باید یه تغییرات اساسی تو مسیر شغلیش بده تا به اهداف بلندمدتش برسه. الان نمیدونه باید شجاعت تغییر رو پیدا کنه یا ادامه بده. به کوچ خودش پیام داده که تو این تصمیمگیری کمکش کنه. امیر دنبال راهنماییه که مطمئن بشه تصمیمش بهترین انتخاب برای رشد و […]
وقتی نیاز به گوش دادن داری
مهسا و علیرضا شش ساله که با هم رابطه دارن. یه شب مهسا در مورد مشکلی که در محل کارش پیش اومده با علیرضا صحبت میکنه. اما به جای اینکه علیرضا به احساسات مهسا گوش بده، مدام سعی میکنه راهحل پیشنهاد بده و حرفهاشو قطع میکنه. مهسا از اینکه علیرضا نمیتونه خوب گوش بده ناراحته […]
چالشهای اخلاقی در حرفهگرایی و اعتماد به نفس
آرین تازه به عنوان مشاور ارشد تو یه شرکت بزرگ شروع به کار کرده. اما یه روز متوجه میشه که یکی از مدیرای ارشد شرکت در حال دستکاری دادهها و تغییر نتایج به نفع خودشه. آرین میدونه که باید این موضوع رو گزارش بده، ولی میترسه که ممکنه شغلش رو از دست بده و به […]
حل مشکلات کاری به کمک بازخورد
سارا از مدیرش یه بازخورد منفی گرفته، اونم درباره مدیریت پروژههاش. خودش میدونه باید این حرفا رو جدی بگیره، ولی ته دلش میترسه این حرفا اعتماد به نفسش رو بیاره پایین. به نظرت سارا چیکار کنه که هم از این بازخورد استفاده کنه، هم روحیهش خراب نشه؟
مدیریت زمان در زندگی شخصی
امیر 30 ساله همیشه به خودش قول میده که بیشتر وقتش رو برای مطالعه و یادگیری بذاره، ولی همیشه این کار رو میذاره برای فردا. به نظرش همیشه درگیر کارهای روزمره است و وقت کافی برای رشد و پیشرفت شخصی نداره. به نظرت امیر باید چه کار کنه؟
هیچوقت نمیتونم این کار رو درست انجام بدم!
مریم ۲۵ سالشه. سر کارش به یه مشکل جدی خورده و چند بار هم تلاش کرده ولی نتیجه نگرفته. آخر سر با خودش گفته: «من اصلاً نمیتونم اینو درست انجام بدم!» از یه طرف میدونه باید به خودش اعتماد کنه، اما از اون طرف حس میکنه همه چی داره خراب میشه. بهنظرت مریم چطوری میتونه […]
مدیریت بحران اقتصادی
شرکت علی الان تو بحران اقتصادی گیر کرده و باید تصمیم بگیره که کارکنان رو اخراج کنه یا راهحلهای دیگهای مثل کاهش هزینهها و بهبود عملکرد تیم رو امتحان کنه. علی نمیخواد کارکنان رو اخراج کنه، ولی از طرف دیگه نمیخواد بیشتر از این هم با مشکلات مالی روبهرو بشه. به نظرت علی باید چیکار […]
مقابله با افکار منفی در تیم
تیم فروش شرکت به خاطر یک پروژه که خیلی مشکل داشت، انگیزهشون رو از دست دادن. همه احساس میکنن که هیچ چیزی درست پیش نمیره و دیگه نمیخوان با چالشهای جدید روبهرو بشن. مدیر تیم، امیر، متوجه شده که باید زود کاری بکنه تا روحیه تیم بهتر بشه. به نظرت امیر چی کار باید بکنه؟
ارتباطات مؤثر در تیم
تیم فروش شرکت با مشکلات هماهنگی روبهرو شده و اطلاعات مهم دیر به دست اعضا میرسه. این موضوع باعث تأخیر در پروژهها میشه. همچنین، اعضای تیم از ارائه بازخورد به یکدیگر خودداری میکنن. مدیر تیم میدونه که باید این مشکل رو حل کنه. به نظرت مدیر تیم چه اقدامی باید انجام بده؟
مقابله با نقد در محل کار
امیر تازگیا از مدیرش یهسری انتقاد شنیده که حسابی حالش رو بد کرده. حس میکنه این حرفا انصاف نبوده، ولی نمیدونه چطوری باید جواب بده. از یه طرف نمیخواد سکوت کنه و قورتش بده، از یه طرف هم نمیخواد با مدیرش به مشکل بخوره.به نظرت، بهترین کاری که امیر میتونه بکنه چیه؟
وقتی رفیق قدیمی رازتو لو داد!
شبنم و لیلا از دانشگاه رفیقن. لیلا تو یه گپ دوستانه درباره مشکلات کاری شبنم با رئیسش یه چیزی گفت که شبنم حس کرد رازش لو رفته. لیلا بعداً عذرخواهی کرد و گفت فکر نمیکرده مهم باشه. شبنم هنوز دلخوره و میترسه اگه باز صمیمی شه، لیلا دوباره سوتی بده. از طرفی، داره با یه […]
وقتی یه حرف ساده تیمو بهم ریخت!
نیما تو شرکتش تو اصفهان با همکارش، سارا، درباره یه پروژه گفت: «این ایدهت یه کم ریسکه.» سارا اخم کرد و بعداً به مدیر گفت نیما داره کارشو زیر سوال میبره. نیما شوکه شده، چون فقط نظرشو گفته و نمیخواسته ناراحتش کنه. حالا یه مشتری بزرگ دارن و اگه اوضاع درست نشه، پروژه خراب میشه. […]
وقتی بدهی و آرزو باهم گلاویز شدن!
کیارش 36 سالهست، یه مغازه ابزارفروشی تو مشهد داشت که چون فروش کم شد، بستش و حالا 50 میلیون بدهی داره. هنوز میخواد یه کار جدید راه بندازه، ولی دوستاش میگن بره کارمند شه، چون «دیگه بسشه». زنش گفته اگه تا 8 ماه پول جور نکنه، باید خونه رو بفروشن. باباشم گفته: «دیگه همه سرمایه […]
وقتی عشق و کار تو یه کشتی غرق شدن!
هومن 33 سالهست، مدیر پروژه تو یه شرکت تو کرج. تازه ترفیع گرفته، ولی تا 11 شب کار میکنه. نامزدش، سارا، گله کرده که دیگه باهم فیلم نمیبینن و حس میکنه هومن فقط به کارش فکر میکنه. رئیسش گفته اگه پروژه بعدی رو خوب دربیاره، سهامدارش میکنه. مامان سارا هم به هومن زنگ زده و […]