آنچه در این مقاله میخوانیم:
Toggleمایندست کوچینگ چیست و چرا دو کوچ با دانش فنی یکسان ممکن است جلسههایی کاملاً متفاوت برگزار کنند؟ یکی بیآنکه متوجه شود، توصیه میدهد و جلسه را به سمت راهحل خودش میبرد. دیگری با کنجکاوی گوش میدهد و مراجع را به بینش خودش میرساند. تفاوت اصلی این دو معمولاً در تکنیک نیست، در نگرشی است که با آن وارد جلسه میشوند.
در این مقاله از وب سایت استاد یاسر متحدین به این موضوعات میپردازیم:
- تعریف رسمی مایندست کوچینگ (Mindset Coaching)
- تفاوتش با ذهنیت رشد
- نقش آن در جلسات کوچینگ
- راههای عملی تقویتش
- مرز آن با درمان
- مسیر یادگیری برای کسانی که میخواهند کوچ حرفهای شوند.
نکته: اگر با چارچوب کلی این حرفه آشنا نیستید، مطالعه مقاله کوچینگ چیست؟ میتواند به درک بهتر نقش گفتوگو، انتخاب و اقدام در کوچینگ کمک کند.
مایندست چیست؟
«مایندست» (Mindset) را معمولاً «ذهنیت» یا «طرز فکر» ترجمه میکنند. منظور مجموعه باورها و نگرشهایی است که نحوه تفسیر موقعیتها و واکنش ما به آنها را شکل میدهد. دو نفر که با یک شکست روبهرو میشوند، بسته به ذهنیتشان ممکن است آن را «پایان راه» یا «اطلاعات تازه» بدانند.
مایندست کوچینگ دقیقاً چیست؟
فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF) در چارچوب شایستگیهای اصلی کوچینگ، «تجسم ذهنیت کوچینگی» را بهعنوان توسعه و حفظ ذهنیتی باز، کنجکاو، منعطف و مراجعمحور تعریف میکند. این ذهنیت یک تکنیک نیست؛ نگرش پشت همه تکنیکهاست. هر ویژگی را میتوان اینطور خواند:
| ویژگی | یعنی چه؟ | در جلسه چه شکلی دارد؟ |
|---|---|---|
| باز بودن | پذیرش دیدگاههایی که با دیدگاه من فرق دارند | کوچ پیش از شنیدن حرف مراجع، نتیجه را تعیین نمیکند |
| کنجکاوی | علاقه واقعی به فهمیدن، نه تأیید حدس خود | سؤال میپرسد چون پاسخ را نمیداند |
| انعطاف | تغییر مسیر بر اساس آنچه در جلسه پیش میآید | اگر موضوع اصلی عوض شد، همراه میشود |
| مراجعمحوری | تمرکز بر خواسته، ارزشها و هدف مراجع | دستور کار جلسه از آنِ مراجع است |
ICF این ذهنیت را فقط یک ایده کلی نمیداند. این فدراسیون تأکید میکند که «بودن» کوچ در «انجام دادن» کوچینگ نمایان میشود و توصیه میکند کوچ به یادگیری مداوم، کنجکاوی و تمرین بازتابی باز باشد.
«تمرین بازتابی» (Reflective Practice) یعنی بعد از هر جلسه مکث کنید و بپرسید: چه کار کردم؟ چرا؟ دفعه بعد چه چیزی را متفاوت انجام دهم؟
دو معنای رایج: ذهنیت کوچ و کوچینگ ذهنیت
در فارسی دو چیز مختلف با نام «مایندست کوچینگ» شناخته میشوند و بهتر است آنها را از هم جدا کنید:
| ذهنیت کوچینگی (Coaching Mindset) | کوچینگ ذهنیت (Mindset Coaching) | |
|---|---|---|
| ماهیت | نگرش درونی کوچ | موضوع و حوزهای که روی آن کوچینگ انجام میشود |
| مخاطب اصلی | کوچ و کوچِ در حال آموزش | مراجعی که میخواهد باورهایش را بررسی کند |
| نمونه | کوچ بدون قضاوت و با کنجکاوی گوش میدهد | مراجع باور «من برای ارائه کردن ساخته نشدهام» را بررسی میکند |
در این مقاله بیشتر درباره معنای اول صحبت میکنیم، ولی به معنای دوم هم میرسیم. درباره انواع کوچینگ و حوزههای آن میتوانید جداگانه بخوانید.
تفاوت ذهنیت رشد و ذهنیت ثابت چیست؟
نام «مایندست» معمولاً ما را یاد “کارول دوک” (Carol Dweck)، روانشناس استنفورد، میاندازد. او دو ذهنیت را بررسی کرده است: «ذهنیت ثابت» که هوش و استعداد را ویژگیهایی ثابت و محدود میبیند، و «ذهنیت رشد» که معتقد است تواناییها با تلاش پرورش مییابند.
این دو مفهوم با هم رابطه دارند ولی یکی نیستند:
- ذهنیت رشد درباره باور فرد نسبت به تواناییهای خودش است.
- ذهنیت کوچینگی درباره نگرش کوچ نسبت به مراجع و فرایند گفتوگوست.
یک کوچ میتواند ذهنیت رشد داشته باشد و باز هم در جلسه عجولانه نصیحت کند. برعکس، کوچی که ذهنیت کوچینگی را تمرین کرده، معمولاً فضایی میسازد که مراجع ذهنیت رشد خودش را هم بررسی کند.
چرا مایندست کوچینگ مهم است؟
اهمیت مایندست کوچینگ در لحظههایی مشخص میشود که کوچ میتواند سریع نتیجهگیری کند، راهحل بدهد یا بهجای مراجع تصمیم بگیرد؛ اما مکث میکند تا ابتدا تجربه و نگاه او را بهتر بفهمد. این طرز فکر بر سه بخش از کوچینگ اثر میگذارد:
برای مراجع، فضای گفتوگو را امنتر میکند. تصور کنید مراجع میگوید: «باز هم نتوانستم کاری را که قول داده بودم انجام بدهم.» اگر با سرزنش یا توصیه فوری روبهرو شود، ممکن است شروع به توجیه کند یا بخشی از واقعیت را نگوید. اما وقتی کوچ با کنجکاوی میپرسد «وقتی میخواستی شروع کنی، چه اتفاقی افتاد؟»، فرصت بیشتری برای شناخت مانع واقعی ایجاد میشود؛ شاید مسئله کمبود انگیزه نباشد، بلکه ترس از شکست، خستگی یا هدفی باشد که مراجع واقعاً آن را نمیخواهد.
برای کوچ، پرسشگری را هدفمندتر میکند. داشتن فهرستی از سؤالهای خوب کافی نیست؛ کوچ باید ببیند کدام سؤال در همین لحظه به روشنتر شدن موضوع کمک میکند. مثلاً وقتی مراجع هنوز نمیداند چه میخواهد، پرسیدن «اولین قدمت چیست؟» ممکن است او را زودتر از موعد به سمت اقدام ببرد. مایندست کوچینگ کمک میکند کوچ به پاسخها گوش بدهد و مسیر گفتوگو را متناسب با نیاز مراجع پیش ببرد. چارچوبهایی مانند مدل GROW هم میتوانند به این مسیر نظم بدهند، به شرطی که به پرسشنامهای ثابت تبدیل نشوند.
برای فرایند کوچینگ، مشارکت و استقلال مراجع را تقویت میکند. اگر کوچ از قبل تصمیم گرفته باشد «بهترین راهحل چیست»، حتی پرسشهایش هم ممکن است مراجع را به همان سمت هدایت کنند. مایندست کوچینگ کمک میکند مهارتهای ضروری کوچینگ مانند گوشدادن فعال و ایجاد آگاهی، در خدمت انتخاب آگاهانه مراجع قرار بگیرند. در نتیجه، مراجع فرصت پیدا میکند گزینههایش را بسنجد، تصمیم خودش را بگیرد و مسئولیت قدم بعدی را بپذیرد.
مایندست کوچینگ از کجا آمده؟
برای شناخت ریشه مایندست کوچینگ، باید بین شکلگیری این نگرش و رسمیشدن آن در استانداردهای حرفهای تفاوت بگذاریم. سال ۲۰۱۹ زمان تولد این طرز فکر نبود؛ سالی بود که فدراسیون بینالمللی کوچینگ، «تجسم ذهنیت کوچینگی» را بهعنوان یک شایستگی مستقل معرفی کرد و بر اهمیت «کوچ بودن» در کنار «انجامدادن مهارتهای کوچینگ» تأکید گذاشت.
این اتفاق در مسیر حرفهایتر شدن کوچینگ رخ داد. “توماس لئونارد” در سال ۱۹۹۵، با همراهی دیگر فعالان این حوزه، فدراسیون بینالمللی کوچینگ ICF را بنیان گذاشت تا کوچها فضایی برای حمایت از یکدیگر و توسعه حرفه خود داشته باشند. سپس در سال ۱۹۹۸، شایستگیهای اصلی این نهاد تدوین شد تا مشخص شود کوچ حرفهای باید چه تواناییهایی داشته باشد. شرح گستردهتر این مسیر را میتوانید در مقاله تاریخچه کوچینگ بخوانید.
اما چرا لازم بود ذهنیت کوچینگ جایگاه مستقلی پیدا کند؟ چون اجرای یک مهارت، بهتنهایی کیفیت استفاده از آن را تضمین نمیکند. برای مثال، کوچ ممکن است سؤال بازی بپرسد، اما در ذهنش فقط یک پاسخ را درست بداند؛ یا سکوت کند، اما بهجای شنیدن مراجع، مشغول آمادهکردن توصیه بعدی باشد. توجه به مایندست، نگاه را از «کوچ چه کاری انجام میدهد؟» به این پرسش هم میبرد که «با چه نگرش و پیشفرضی آن کار را انجام میدهد؟»
در بازنگری سال ۲۰۱۹، این توجه با معرفی شایستگی «تجسم ذهنیت کوچینگی» رسمیت بیشتری یافت. در بهروزرسانی سال ۲۰۲۵ نیز این شایستگی حفظ شد و بر خودآگاهی، مراقبت از خود و رشد حرفهای مستمر کوچ تأکید بیشتری شد. پیام کاربردی این مسیر روشن است: یادگیری کوچینگ فقط تمرین سؤالپرسیدن نیست؛ کوچ باید شیوه فکرکردن، قضاوتها و واکنشهای خودش را هم مرتب بررسی کند.
چطور مایندست کوچینگ را تقویت کنیم؟
مایندست کوچینگ با حفظکردن چند اصل یا یادگرفتن سؤالهای آماده تقویت نمیشود؛ باید در گفتوگوهای واقعی، متوجه قضاوتها، واکنشها و میل خودمان به راهحلدادن شویم. تمرینهای زیر کمک میکنند این نگرش را به رفتار تبدیل کنید:
- پیشفرضهایتان را شناسایی کنید.
وقتی فکر میکنید «او مسئولیتپذیر نیست» یا «مشکلش را میدانم»، مکث کنید و بپرسید: «چه شواهدی دارم؟ چه چیزی را هنوز نمیدانم؟» هدف این نیست که هیچ برداشتی نداشته باشید؛ مهم این است که برداشت خود را حقیقت قطعی ندانید و فرصت شناخت بیشتر را از دست ندهید. - بعد از گفتوگو، عملکردتان را مرور کنید.
پس از یک جلسه یا گفتوگوی مهم، سه دقیقه برای یادداشتکردن وقت بگذارید: «کجا واقعاً گوش دادم؟ کجا میخواستم طرف مقابل را به نتیجه دلخواه خودم برسانم؟ دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام میدهم؟» این مرور زمانی مفیدتر میشود که به یک تغییر مشخص برسد؛ مثلاً در گفتوگوی بعدی، پیش از تمامشدن حرف طرف مقابل سؤال نپرسید. - کنجکاوی را جایگزین عجله برای توصیهکردن کنید.
اگر کسی میگوید «از کارم خستهام»، بلافاصله سراغ پیشنهاد مرخصی یا تغییر شغل نروید. ابتدا بپرسید: «کدام بخش کارت بیشتر خستهات میکند؟» پاسخ او ممکن است موضوعی را روشن کند که حدس نمیزدید. تعداد سؤالها مهم نیست؛ مهم این است که سؤال بعدی از شنیدن پاسخ او شکل بگیرد، نه از فهرستی که در ذهن آماده کردهاید. - مشاهده را از تفسیر جدا کنید.
«در سه جلسه اخیر دیر رسیدی» توصیف یک رفتار است؛ «این جلسات برایت مهم نیست» تفسیری درباره آن رفتار است. بهجای قطعیدانستن تفسیرتان، موضوع را بررسی کنید: «متوجه شدم سه جلسه اخیر دیرتر شروع کردیم؛ چه چیزی باعث این تأخیرها شده؟» این شیوه، امکان روشنشدن مسئله را بیشتر میکند. - واکنشهای هیجانی خود را بشناسید.
ممکن است حرف مراجع شما را نگران، عصبانی یا مشتاق نجاتدادن او کند. پیش از واکنش، مکث کنید و از خود بپرسید: «پاسخی که میخواهم بدهم به نیاز او مربوط است یا به ناراحتی خودم؟» قرار نیست احساساتتان را حذف کنید؛ باید متوجه باشید چه زمانی بر شنیدن و قضاوت شما اثر میگذارند. - در گفتوگوهای روزمره، با توافق طرف مقابل تمرین کنید.
وقتی دوستی مسئلهای را مطرح میکند، بپرسید: «دوست داری فقط گوش بدهم، با هم بیشتر بررسیاش کنیم یا نظرم را بگویم؟» اگر مایل به بررسی بود، شنیدن بدون قطعکردن، بازگویی آنچه فهمیدهاید و پرسیدن سؤالهای مرتبط را تمرین کنید. قرار نیست هر گفتوگویی را به جلسه کوچینگ تبدیل کنید. برای بررسی باورها و واکنشهای خودتان هم میتوانید از تمرینهای سلف کوچینگ کمک بگیرید. - بازخورد مشخص بگیرید.
اگر کوچ هستید، با رضایت مراجع و رعایت محرمانگی، از منتور کوچ یا همکار واجد صلاحیت بخواهید بخشی از عملکردتان را بررسی کند. بهجای «جلسهام چطور بود؟» بپرسید: «کجا سؤال من جهتدهنده بود؟ کجا فرصت بیشتری برای شنیدن داشتم؟» بازخوردی که به یک رفتار مشخص اشاره کند، بهتر به شما نشان میدهد چه چیزی را باید تمرین کنید. - برای شروع، فقط یکی از این تمرینها را انتخاب کنید و طی یک هفته در چند گفتوگو به کار ببرید. مثلاً هر بار که خواستید توصیه کنید، ابتدا بررسی کنید آیا مسئله طرف مقابل را درست فهمیدهاید. برای شناخت نگاه زیربنایی این تمرینها نیز میتوانید مقاله فلسفه کوچینگ را بخوانید.
مرزهای مایندست کوچینگ چیست؟ چه زمانی به کمک تخصصی دیگری نیاز داریم؟
ذهن باز، شنیدن بدون قضاوت و پرسشگری، به کوچ کمک میکنند مراجع را بهتر همراهی کند؛ اما این تواناییها به معنای صلاحیت تشخیص یا درمان مشکلات روانشناختی نیستند. بخشی از ذهنیت حرفهای کوچ این است که بداند چه زمانی نیاز مراجع از محدوده توانایی و مسئولیت او فراتر میرود. راهنمای ICF نیز بر شناخت این محدودیتها و ارجاع مناسب تأکید دارد.
برای مثال، ممکن است فردی با هدف برنامهریزی شغلی وارد کوچینگ شود، اما در گفتوگو از اضطراب شدیدی بگوید که خواب، تمرکز و انجام کارهای روزمرهاش را مختل کرده است. در چنین شرایطی، نباید مسئله را صرفاً به «باور محدودکننده» یا «نداشتن انگیزه» تقلیل داد و با هدفگذاری بیشتر پیش رفت. کوچ باید بدون تشخیصگذاری، درباره نیاز به ارزیابی و حمایت متخصص سلامت روان با مراجع گفتوگو کند. دریافت درمان نیز همیشه به معنای کنارگذاشتن کوچینگ نیست؛ در برخی شرایط، این دو میتوانند با رعایت مرزهای حرفهای در کنار هم ادامه پیدا کنند.
بنابراین، هنگام بررسی تفاوت کوچینگ و مشاوره، فقط به این جمله که «کوچینگ به آینده میپردازد و درمان به گذشته» تکیه نکنید. نوع نیاز مراجع، هدف خدمت و صلاحیت فرد ارائهدهنده معیارهای مهمتری برای تشخیص این مرز هستند.
اگر میخواهید مایندست کوچینگ را حرفهای یاد بگیرید!
خواندن درباره ذهنیت کوچینگ، نقطه شروع است؛ یادگیری عمیقتر زمانی اتفاق میافتد که گفتوگو کنید، بازخورد بگیرید و متوجه شوید کجا ناخواسته قضاوت کردهاید یا مراجع را به سمت پاسخ دلخواه خود بردهاید.
اگر قصد دارید کوچ شوید، هنگام انتخاب دوره فقط به عنوان مدرک یا تعداد ساعت آموزش توجه نکنید. بپرسید: چقدر فرصت تمرین دارم؟ چه کسی درباره عملکردم بازخورد میدهد؟ آیا مرزهای اخلاقی و حرفهای هم در عمل آموزش داده میشوند؟ پاسخ این پرسشها کمک میکند کیفیت تجربه یادگیری را بهتر بسنجید.
شناخت مدارک بینالمللی کوچینگ و مدرک فنیوحرفهای کوچینگ نیز به شما کمک میکند مسیر آموزشی را متناسب با هدف حرفهای خود بررسی کنید.
از گفتوگوی بعدی شروع کنید:
مایندست کوچینگ در رفتارهای کوچک دیده میشود: وقتی پیش از نتیجهگیری سؤال میپرسید، برداشت خود را قطعی نمیدانید و به طرف مقابل فرصت میدهید درباره انتخابهایش فکر کند. قرار نیست هیچ قضاوتی به ذهنتان نرسد؛ تمرین اصلی این است که قضاوتهایتان را بشناسید و اجازه ندهید مسیر گفتوگو را تعیین کنند.
در گفتوگوی بعدی، هر زمان فکر کردید «میدانم مشکلش چیست»، کمی مکث کنید و بپرسید: «چه چیزی را هنوز درباره تجربه او نفهمیدهام؟»
اگر میخواهید پیش از انتخاب مسیر آموزشی با این فضا آشنا شوید، میتوانید از دوره رایگان کوچینگ شروع کنید. برای بررسی دورههای تخصصی کوچینگ و دریافت راهنمایی درباره مسیر متناسب با هدفتان نیز از طریق تلگرام فراکوچ با تیم آموزش در ارتباط باشید.
سوالات متداول درباره طرزفکر کوچینگ
۱. مایندست کوچینگ دقیقاً یعنی چه؟
یعنی ذهنیتی باز، کنجکاو، منعطف و مراجعمحور که کوچ در جلسه به کار میگیرد. ICF آن را یکی از شایستگیهای اصلی کوچ میداند.
۲. مایندست کوچینگ با ذهنیت رشد یکی است؟
نه. ذهنیت رشد باور فرد درباره قابلپرورش بودن تواناییهایش است. ذهنیت کوچینگی نگرش کوچ نسبت به مراجع و فرایند گفتوگوست. این دو مکمل هماند.
۳. چقدر طول میکشد این ذهنیت شکل بگیرد؟
زمان ثابتی وجود ندارد و به تمرین و بازخورد بستگی دارد. آنچه مهم است ادامهدار بودن تمرین بازتابی و دریافت بازخورد است، نه عددی از پیش تعیینشده.
فـــرحـناز فــــرامـرزی
کارشناس سئو و دانش پذیر سطح یک آموزش کوچینگ

7 پاسخ
سلام و احترام .استاد توضیحات شما بی نظیرست و تازه متوجه شدم منظور از طرز تفکر کوچینگی چیست .سپاس برای وجود گرانقدرتان.
مایندست ماست که جهانبینی ما رو زیباتر میکنه
البته نه هر نوع مایندست ی
شما در هر حالتی یک مایندست دارید
مهم اینهه ببینید که کارامده براتون یا نه
حتی یک مایندست بسته به هر فرد ممکنه کارامد یا ناکارامد باشه!
مایندست کوچینگ قشنگترین نگرشیه که هر کسی میتونه داشته باشه، اینکه من باور داشته باشم هر شخصی دانش و مهارتی داره و در حوزه ای بهترینه و اصلا کسی نیست که بدون دانش و مهارت باشه، بینظیره. این هاست که نجات دهنده هر فرده
دقیقا 👌👌
بسیار عالی، کاملترین تعریف مایندست کوچینگ رو اینجا خوندم.
🌷🌷🙏