وبلاگ

چالش های پیش روی مشاوران برای ورود به کوچینگ

چالش های ورود به کوچینگ برای روانشناسان و مشاوران
مقالات آموزشی

چالش های پیش روی مشاوران برای ورود به کوچینگ

اهمیت مشورت و مشاوره برای هر فرد در زندگی انکارناپذیر است. نوع مقاله تألیفی برگرفته از تجاربی است که خود نگارنده در کسوت مشاور داشته، خود این مسیر پر پیچ و خم را طی نموده و چالش های موجود را با تمام گوشت و پوست خود لمس کرده است. این مقاله می تواند چراغ راهی برای تمام مشاوران و روانشناسانی باشد که قصد ورود به عرصه کوچینگ را دارند اما ذهنیت خاصی نسبت به این موضوع ندارند. 

در این مقاله سعی شده به سوال مهم چالش های پیش روی مشاوران و روانشناسان برای ورود به عرصه کوچینگ چیست؟ پاسخ داده شود؛ لذا در این راستا اول از هر چیز چالش های ورود به عرصه کوچینگ از جمله عادت به راه حل دادن، قضاوت کردن مراجع، عدم گوش دادن فعال، ذهنیت راهکار سریع مشاوران و… احصا شده و راهکارهای لازم جهت برون رفت از آن بیان گردد.

در ابتدا پیشنهاد می شود اگر نیازمند مطالعه بیشتر در خصوص تفاوت های کوچینگ با سایر رشته ها هستید، مقاله “کوچینگ را اشتباه نگیرید!” را مطالعه فرمایید.

مقایسه و بیان تفاوت های کوچینگ، مشاوره، منتورینگ و...

چالش های پیش روی مشاوران و روانشناسان

  • ذهنیت مشاور و روانشناس

    معمولا مشاوران و روانشناسان با توجه به وظایفی که برای آنان تعریف شده گویای این مطلب اند که آنها باید مشکلات افراد مختلف را بررسی کنند و راه حل مناسب را به مراجع ارائه دهند تا بتوانند مسیر درست را در زندگی طی کنند. این ذهنیت که باید مشاور راه حل دهد یکی از چالش های اساسیست که مشاوران و روانشناسان برای ورود به عرصه کوچینگ با آن درگیر هستند، چراکه سالها ذهن آن ها در قامت راه حل محور اقدام کرده و به طور ناخوداگاه آنان برای هر مسأله ای سریعا راه حل ارایه می دهند در صورتیکه در کوچینگ داستان کاملا متفاوت است. در کوچینگ اعتقاد بر این است که راه حل پیش خود مراجع هست و کوچ راه حل نمی دهد، بلکه باید نقاط کور مراجع را شفاف کند تا خود مراجع به راه حل برسد و اقدام کند.

  • عدم گوش دادن فعال

    مورد دیگری که خود نگارنده با آن روبرو بوده و بعد از بازخورد مراجعان و تقویت گوش دادن خویش به آن رسیده، آن است که خیلی از مراجعان فقط می خواهند شنیده شوند و بارها از این مساله گلایه مند اند که مشاور به ما فرصت حرف زدن نمی دهد و سریع نسخه می پیچد. این موضوع برای مراجع ناخوشایند است و دیگر رغبت برای ادامه جلسات را از دست می دهد. پرواضح است که یکی از مهارتهای کوچینگ گوش دادن فعال است و مشاورانی که قصد ورود به این عرصه را دارند باید مهارت شنیدن فعال را در خود تقویت کنند، که این کار نیز به نوبه خود سخت است چرا که قبل از این روند دیگری را طی کرده و به آن عادت کرده اند.

  • داشتن اطلاعات زیاد در حوزه تخصصی

    یکی از مواردی که باید به آن توجه داشت اطلاعات تخصصی زیادی است که مشاوران و روانشناسان دارند و همین اطلاعات زیاد آن ها را مجاب می کند که در مسیر راه حل دادن قرار گیرند و از گنجینه اطلاعات خود نهایت استفاده را ببرند. در صورتیکه در کوچینگ شاید کوچ اطلاعات تخصصی هم در زمینه مورد نظر مراجع نداشته باشد اما با پرسشگری موثر مسیر را برای مراجع شفاف می کند  تا خود مراجع راه حل را پیدا کند یا آن را به افراد ذیصلاح ارجاع می دهد. نکته مهم این است که مشاوران و روانشناسان باید اطلاعات خود را در حالت خاموش نگه دارند و از آن استفاده ای نکنند و این امر نیز چالشی بسیار دشوار است برای کسی که کلی اطلاعات دارد و نمی تواند از آن استفاده کند.

  • سبک زندگی توصیه محور

    چالش دیگری که معمولا در بین مشاوران وجود دارد این است که سبک زندگی آنان نیز توصیه محور و راه حل محور است و با فرزندان و اطرافیان نیز به همین صورت عمل می کنند. در حالیکه سبک زندگی کوچ ها این طور نیست و بیشتر بر اساس سوال پرسیدن و گوش دادن فعال شکل می گیرد و تغییر روند زندگی به این سبک و سیاق هم با گذشت سالها به نظر چالشی اساسی برای مشاوران و روانشناسان خواهد بود.

  • عدم همراهی با مراجع

    در فرآیند مشاوره معمولا مشاور پس از بررسی های لازم راه حل مناسب را ارائه می دهد تا مراجع نسبت به آن اقدام کند و بعد از خروج از اتاق مشاوره دیگر پیگیری خاصی نسبت به مراجع صورت نمی گیرد. در عوض کوچینگ یک فرآیند همدلانه است، بدین معنی که کوچ بعد از اینکه مراجع راه حل خود را یافت، او همراهی کرده و اقدامک های آن را چک می کند تا در مسیر اهداف پیش رود. در صورتیکه در مشاوره چنین چیزی وجود ندارد لذا همراهی کردن مراجع نیز با توجه به ذهنیت مشاوران و سالها تجربه و تغییر آن کاری بس دشوار به نظر می رسد.

  • ذهن قضاوتگر مشاور

    چالش مهمی که بسیاری از مشاوران و روانشناسان درگیر آن هستند ذهن قضاوتگر آنان است چرا که ذهن آنان اطلاعات زیادی را در خود جای داده و با دیدن زبان بدن یا حرفی از مراجع سریع قضاوت کرده و نسخه را می پیچند. این امر در کوچینگ به شدت نهی می شود و یکی از مهارتهایی که کوچ باید به آن عادت کند داشتن ذهن بدون قضاوت است بدین معنی که هیچ گونه قضاوتی نمی کند و فقط با سوال پرسیدن مساله را شفاف می کند تا به مساله و هدف مراجع برسد و او را در مسیری قرار دهد که خود مراجع به راه حل برسد.

  • بررسی  گذشته مراجع

     معمولا فرآیند مشاوره و روانشناسی بر شرح حال گذشته مراجع است تا مشکلات فرد در کودکی نمایان شود و به نسبت این بررسی حدس و گمان هایی از شکل گیری طرحواره ها در ذهن مشاوران و روانشناسان شکل می گیرد؛ اما در کوچینگ به گذشته افراد کاری نداریم و فقط تمرکز برروی حال و  نگاهی به اهداف فرد در آینده داریم و این مساله نپرداختن در گذشته مراجع نیز می تواند یکی از چالش های مشاوران باشد.

  • مشاور و روانشناس در قامت گوینده

    به طور کلی اگر به فرآیند مشاوره نگاهی بیاندازیم ذهنیت افراد این است که ما پیش مشاور می رویم و او شروع به بررسی مشکل می کند و نهایتا به ما راهکار متناسب با مساله را می دهد و به عبارتی دیگر جلسه بیشتر در دستان مشاور بوده و مشاور بیشتر گوینده و مراجع  شنونده است. در صورتیکه در فرآیند کوچینگ، کوچ بیشتر شنونده است تا گوینده و سهم زیادی از گفتگو برای مراجع در نظر گرفته می شود (70 درصد) و سهم کمتری برای کوچ در نظر گرفته می شود. (30 درصد) لذا کوچ بر اساس صلاحیت شنیدن فعال باید بیشتر بشنود تا اینکه بخواهد حرف بزند و همین امر برای مشاورانی که بیشتر عادت به صحبت کردن داشتند تا شنیدن چالش اساسی محسوب می شود.

  • عدم انجام تمرینات توسط مراجع به دلیل توصیه محور بودن

    یکی از چالش هایی که مشاوران نسبت به مراجعان با آن روبرو هستند عدم انجام تمرینات و تکنیک ها از جانب مراجع است، چرا که معمولا افراد توصیه پذیر نیستند، ذهن مقاومت می کند و مسئولیت کمتری نسبت به انجام آن از خود نشان می دهند. در صورتیکه در فرآیند کوچینگ مراجع خودش به راه حل می رسد و وقتی کسی خودش به راه حل می رسد پذیرفتنش برایش راحت تر بوده و مسئولیت آن را قبول می کند. در نتیجه اقدام صورت می گیرد و نتیجه رضایت بخشی از آن حاصل می شود.

چالش های پیش روی مشاوران و روانشناسان

راهکارها و پیشنهادها

  1. تصمیم قطعی برای ورود به عرصه کوچینگ و خداحافظی از دنیای مشاوره؛
  2. تمرین شنیدن فعال در محیط خانواده بخصوص با فرزندان چراکه فرزندان ذهنشان پر از سوال است و گوشی برای شنیدن می خواهند؛
  3. انجام دادن بازی پانتومیم با فرزندان برای تقویت کشف ناگفته های مراجع؛
  4. تمرین مهارت گوش دادن فعال با همسر از آنجا که معمولا زنان دوست دارند بیشتر شنیده شوند؛
  5. – رفتن به دل طبیعت و شنیدن صداهای مختلف در اوج سکوت؛
  6. – رفتن  به دریا که در تمدد اعصاب بسیار مفید است؛
  7. شرکت در دوره های ذهن آگاهی، یوگا، مدیتیشن و انجام دادن تمرینات مخصوص آنها؛
  8. دیدن فیلمهای صامت برای تمرکز بیشتر و پی بردن به زوایای مختلف درخواست مراجع؛
  9. مکالمه با افراد که توانایی شنیدن و گوش دادن ندارند، برای بالابردن تمرکز و صبر در جهت فهمیدن خواسته مراجع؛
  10. جلسات تمرینی کوچینگ با دانش پذیران؛

راهکار ها و پیشنهادات برای ورود بهتر مشاوران و روانشناسان به عرصه کوچینگ

سخن پایانی

دنیای جذاب کوچینگ که گویی بیشتر با رسالت شخصی انسان ها برای کمک به دیگران سازگاری دارد، دلیل محکمی برای ورود افراد از رشته های مختلفی نظیر مشاوره، روانشناسی و… به این عرصه است. اما آن چیزی که به نظر می رسد برای افرادی که خود سالها در کسوت مشاور و روانشناس بوده اند و فرایند مشاوره شان مبتنی بر راه حل دادن بوده است چالشهای اساسی را در پیش روی خود داشته باشند؛ چرا که کوچینگ دقیقا برعکس مشاوره عمل می کند و راه حل محور نیست، اعتقاد بر این است که خود مراجع باید به راه حل برسد و کوچ به عنوان آیینه عمل نموده و شفاف کردن گره های ذهنی مراجع را سبب شده، او را  برای تصمیم گیری بهتر آماده می سازد.

با تشکر از شما که تا انتهای این نوشته همراه ما بوده اید. اگر شما هم تجربه برخورد با چنین چالش هایی را داشته اید، در بخش دیدگاه ها با ما درمیان بگذارید.

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد سفارش ، بکشید و رها کنید.
  • عکس
  • شناسه محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • در انبار
  • موجودی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • تنظیمات بیشتر
  • نویسنده
  • قسمت
  • زبان
Click outside to hide the comparison bar
مقایسه