آنچه در این مقاله میخوانیم:
Toggleکوچینگ در روانشناسی پاسخ به این سؤال است که یک کوچ دقیقاً با چه دانشی به شما کمک میکند تغییر کنید. شاید شما هم تجربه کرده باشید که هدفی را بارها شروع کردهاید و نیمهکاره رها کردهاید. مشکل معمولاً کمبود اطلاعات نیست؛ مسئله جایی در ذهن، باورها و انگیزه ماست. همینجاست که روانشناسی وارد کوچینگ میشود.
کوچ حرفهای فقط سؤال نمیپرسد. او میداند چرا یک سؤال خاص ذهن را باز میکند، چرا یک باور مانع اقدام میشود و چطور میشود انگیزه را پایدار کرد. این دانش از دل پژوهشهای روانشناسی آمده و امروز شاخهای مستقل به نام «روانشناسی کوچینگ» دارد.
در این مقاله از وبسایت استاد یاسر متحدین به این موضوعات میپردازیم: روانشناسی کوچینگ چیست و از کجا آمده، پژوهشها درباره اثربخشی آن چه میگویند، مهمترین رویکردهای روانشناختی که در جلسه کوچینگ به کار میروند کداماند، یک جلسه کوچینگ مبتنی بر روانشناسی چطور پیش میرود، این رویکردها در چه حوزههایی کاربرد دارند و یک کوچ برای استفاده درست از آنها چه مسیری را باید طی کند.
روانشناسی کوچینگ چیست؟
برای فهم کوچینگ در روانشناسی، اول باید بدانیم خود کوچینگ چیست. اگر با این مفهوم آشنا نیستید، پیشنهاد میکنم ابتدا مقاله کوچینگ چیست؟ را بخوانید. به زبان ساده، کوچینگ یک رابطه همکارانه است که در آن کوچ با پرسشگری و گوش دادن فعال، به مراجع (کوچی) کمک میکند هدفش را روشن کند و به سمت آن حرکت کند. روانشناسی کوچینگ یک قدم جلوتر میرود.
انجمن روانشناسی بریتانیا (BPS) روانشناسی کوچینگ را اینگونه توصیف کرده است:
روانشناسی کوچینگ درباره افزایش بهزیستی و عملکرد در زندگی شخصی و کاری است و از مدلهایی استفاده میکند که بر نظریههای یادگیری و رویکردهای روانشناختی معتبر استوارند.
نکته کلیدی این تعریف، مخاطب است. روانشناسی کوچینگ برای افرادی طراحی شده که مشکل بالینی ندارند و میخواهند رشد کنند، تصمیم بهتری بگیرند یا عملکردشان را بهبود دهند.
کوچینگ مبتنی بر روانشناسی با کوچینگ معمولی چه فرقی دارد؟
هر کوچی از مهارتهایی مثل گوش دادن و پرسیدن سؤال قدرتمند استفاده میکند. فرق کوچینگ مبتنی بر روانشناسی در این است که کوچ آگاهانه از نظریههای علمی کمک میگیرد. به بیان BPS، روانشناسی کوچینگ «بهطور صریح کاربرد نظریه روانشناختی مناسب» را در بر میگیرد.
یعنی کوچ فقط ابزار اجرا نمیکند، بلکه میداند پشت هر ابزار چه سازوکاری هست. همین آگاهی به او کمک میکند ابزار مناسب را برای هر مراجع انتخاب کند، نه اینکه یک نسخه را برای همه بپیچد.
تاریخچه کوتاه پیوند کوچینگ و روانشناسی
پیوند کوچینگ و روانشناسی قدمت زیادی دارد، اما شکل امروزی این رشته به دو دهه اخیر برمیگردد. برای آشنایی کاملتر با این مسیر، مقاله تاریخچه کوچینگ را ببینید.
سال | رویداد |
|---|---|
۱۹۲۶ | انتشار کتاب «روانشناسی کوچینگ» از کلمن گریفیث، با تمرکز بر ورزش |
۲۰۰۰ | آنتونی گرانت نخستین واحد درسی «روانشناسی کوچینگ» را در دانشگاه سیدنی راهاندازی کرد |
۲۰۰۵ | آغاز انتشار نشریه The Coaching Psychologist |
۲۰۰۶ | تأسیس انجمن بینالمللی روانشناسی کوچینگ (ISCP) و گروه علاقهمندان روانشناسی کوچینگ در انجمن روانشناسی استرالیا |
۲۰۲۱ | ارتقای گروه ویژه روانشناسی کوچینگ BPS به «بخش روانشناسی کوچینگ» در ۱ نوامبر |
تشکیل بخش رسمی در BPS نشان میدهد روانشناسی کوچینگ از یک علاقه حاشیهای به یک حوزه حرفهای شناختهشده تبدیل شده است. پژوهشگران بریتانیایی در سال ۲۰۲۳ همین روند حرفهای شدن را بررسی کردهاند.
آیا کوچینگ مبتنی بر روانشناسی اثر دارد؟
یکی از پرسشهای جدی درباره کوچینگ در روانشناسی این است که آیا اثرش با پژوهش ثابت شده یا فقط تجربه شخصی است. پاسخ کوتاه: شواهد قابلتوجهی وجود دارد، هرچند هنوز جای پژوهش بیشتر هست.
در یک فراتحلیل شناختهشده، تیبوم، بیرسما و ونویانن اثر کوچینگ را در محیط سازمانی بررسی کردند. (فراتحلیل (Meta-analysis) یعنی ترکیب آماری نتایج چندین پژوهش برای رسیدن به یک برآورد کلی.) نتیجه این بود که کوچینگ بر هر پنج پیامد بررسیشده اثر مثبت و معنادار دارد.
پیامد بررسیشده | توضیح ساده |
|---|---|
عملکرد و مهارت | بهتر انجام دادن کار و یادگیری مهارتها |
بهزیستی | احساس رضایت و سلامت روانی بیشتر |
مقابله (Coping) | توان کنار آمدن با فشار و استرس |
نگرشهای شغلی | تعهد و رضایت از کار |
خودتنظیمی هدفمحور | توان تعیین هدف، پیگیری و اصلاح مسیر |
اندازه اثر در این فراتحلیل (شاخص Hedges’ g) از ۰٫۴۳ برای مقابله تا ۰٫۷۴ برای خودتنظیمی هدفمحور گزارش شده است. به زبان ساده، بیشترین اثر کوچینگ روی همان چیزی است که هسته کوچینگ را میسازد: هدفگذاری و حرکت به سمت هدف.
پژوهشهای تازهتر هم این مسیر را ادامه دادهاند. فراتحلیل نیکولائو و همکاران که در مجموعه پژوهشی سال ۲۰۲۵ نشریه Frontiers in Psychology معرفی شده، بیست کارآزمایی تصادفی کوچینگ اجرایی را بررسی کرده و نشان داده اثر کوچینگ بر پیامدهای رفتاری بیشتر از سایر ویژگیهای فردی است.
البته باید منصف بود. بسیاری از پژوهشها در محیط سازمانی انجام شدهاند و نمونههای کوچکی دارند. پس نتایج را باید «امیدوارکننده» دانست، نه «تضمینشده».
رویکردهای روانشناختی پرکاربرد در کوچینگ
قلب کوچینگ در روانشناسی همین رویکردها هستند. کوچها بسته به هدف مراجع، از یک یا ترکیبی از آنها استفاده میکنند. فهرست کاملتری از مدلها را در مقاله مدلهای کوچینگ آوردهایم.
رویکرد | پایه روانشناختی | مناسب برای | نمونه سؤال در جلسه |
|---|---|---|---|
شناختیرفتاری | رابطه فکر، احساس و رفتار | باورهای محدودکننده، تعلل، ترس از شکست | «چه فکری درست قبل از عقب کشیدن به ذهنتان میرسد؟» |
راهحلمحور | تمرکز بر منابع و استثناها | گیر کردن در مشکل، نیاز به گام سریع | «از ۱ تا ۱۰ الان کجایید و یک نمره بالاتر چه شکلی است؟» |
روانشناسی مثبتگرا | نقاط قوت، معنا و بهزیستی | کمشدن انگیزه، کشف توانمندیها | «آخرین باری که در اوج توانتان بودید چه میکردید؟» |
ذهنآگاهی | توجه بدون قضاوت به لحظه حال | استرس، واکنشهای تکانشی | «الان در بدنتان چه حس میکنید؟» |
مصاحبه انگیزشی | دوسوگرایی و آمادگی برای تغییر | تردید بین ماندن و تغییر کردن | «چه چیزی تغییر را برایتان مهم میکند؟» |
1️⃣ کوچینگ شناختیرفتاری:
این رویکرد از درمان شناختیرفتاری (CBT) الهام گرفته است. ایده اصلیاش ساده است: افکار ما بر احساس و رفتارمان اثر میگذارند. کوچ به مراجع کمک میکند افکار خودکار را، یعنی فکرهایی که بیاختیار و سریع از ذهن میگذرند، شناسایی و بازبینی کند.
مثلاً مراجعی که میخواهد کسبوکارش را شروع کند ولی مدام عقب میکشد، ممکن است با این فکر روبهرو شود: «اگر شکست بخورم، همه میفهمند من توانایی ندارم.» کوچ این فکر را قضاوت نمیکند؛ با سؤال کمک میکند مراجع شواهد آن را بسنجد و یک فکر واقعبینانهتر بسازد. تفاوت با درمان این است که هدف، رسیدن به یک هدف عملکردی است، نه درمان اختلال.
🔗حتما بخوانید: کوچینگ شناختی رفتاری چیست؟
2️⃣کوچینگ راهحلمحور:
در این رویکرد بهجای کندوکاو در علت مشکل، تمرکز روی راهحل و منابعی است که مراجع از قبل دارد. یکی از ابزارهای رایج آن «سؤال مقیاسی» است؛ مراجع وضعیتش را از ۱ تا ۱۰ نمره میدهد و بعد درباره یک قدم کوچک برای بالا رفتن یک نمره فکر میکند.
پژوهش گرین، اوادس و گرانت نشان داد ترکیب کوچینگ شناختیرفتاری و راهحلمحور میتواند پیگیری هدف، بهزیستی و امید را افزایش دهد.
3️⃣ کوچینگ و روانشناسی مثبتگرا:
روانشناسی مثبتگرا به نقاط قوت، معنا و بهزیستی میپردازد. یک مرور نظاممند در سال ۲۰۲۰، کوچینگ روانشناختی مثبتگرا را رابطهای حرفهای و همکارانه در کوتاهمدت تا میانمدت تعریف کرد که هدفش شناسایی، بهکارگیری و پرورش نقاط قوت و منابع فردی است.
در عمل یعنی کوچ بهجای تمرکز صرف بر ضعفها، از مراجع میپرسد در چه موقعیتهایی بهترین نسخه خودش بوده و چطور میتواند همان توانمندی را در هدف فعلی به کار بگیرد.
4️⃣ ذهنآگاهی در کوچینگ:
ذهنآگاهی (Mindfulness) یعنی توجه آگاهانه و بدون قضاوت به آنچه در لحظه حال رخ میدهد. در کوچینگ، این مهارت به مراجع کمک میکند قبل از واکنش، مکث کند و انتخاب آگاهانهتری داشته باشد.
در یک پژوهش تصادفی هشتهفتهای با ۴۵ شرکتکننده، آموزش ذهنآگاهی و کوچینگ شناختیرفتاری راهحلمحور با هم ترکیب شدند. نتیجه این بود که شرکتکنندگان در قالب تسهیلگرانه و کوچینگی بیشتر از قالب آموزشی و دستوری به اهدافشان رسیدند.
5️⃣ مصاحبه انگیزشی:
مصاحبه انگیزشی (Motivational Interviewing) روشی است برای کار با «دوسوگرایی»؛ یعنی وقتی فرد هم میخواهد تغییر کند و هم نمیخواهد. جاناتان پسمور، از چهرههای شناختهشده روانشناسی کوچینگ، آن را مدلی برای کار روانشناسی کوچینگ معرفی کرده که روی آمادگی مراجع برای تغییر تمرکز دارد.
کوچ در این رویکرد اصرار نمیکند و استدلال نمیآورد. بهجایش به «صحبت تغییر» مراجع، یعنی جملههایی که در آنها از دلیل یا تمایلش به تغییر میگوید، توجه میکند و آن را تقویت میکند.
6️⃣ نگرش ذهنی و فراشناخت:
فراشناخت یعنی «فکر کردن درباره فکر کردن»؛ توانایی اینکه از بیرون به شیوه فکر کردن خودمان نگاه کنیم. کوچ به مراجع کمک میکند الگوهای ذهنی تکرارشوندهاش را ببیند و نگرشی رشدمحور بسازد. این موضوع در مقاله مایندست کوچینگ چیست؟ بهطور کامل بررسی شده است.
یک جلسه کوچینگ مبتنی بر روانشناسی چطور پیش میرود؟
رویکردهای بالا در یک ساختار مشخص به کار میروند. یکی از رایجترین ساختارها مدل GROW کوچینگ است که چهار مرحله دارد: هدف (Goal)، واقعیت (Reality)، گزینهها (Options) و اراده یا گام بعدی (Will).
مرور نظاممند ونزیل و همکاران هم هشت مرحله برای فرایند کوچینگ روانشناختی مثبتگرا پیشنهاد کرده است:
- ساختن رابطه: ایجاد اعتماد و توافق بر چارچوب کار. اولین گام معمولاً جلسه صفر و تنظیم قرارداد کوچینگ است.
- شناخت نقاط قوت و بازخورد: کشف توانمندیهایی که مراجع از قبل دارد.
- ساختن تصویر مطلوب: روشن شدن اینکه مراجع واقعاً به کجا میخواهد برسد.
- هدفگذاری بر پایه نقاط قوت: تبدیل تصویر مطلوب به اهداف مشخص.
- توانمندسازی: تقویت باور مراجع به توان رسیدن به هدف.
- انتقال یادگیری: بهکار بستن آنچه در جلسه کشف شده در زندگی واقعی.
- پیگیری اقدام: بررسی پیشرفت و اصلاح مسیر.
- جمعبندی یا قرارداد دوباره: پایان فرایند یا تعریف هدف تازه.
کاربرد کوچینگ در روانشناسی در حوزههای مختلف
رویکردهای روانشناختی تقریباً در همه گرایشهای کوچینگ به کار میروند، اما شکل استفاده از آنها بسته به حوزه فرق میکند. برای دیدن همه گرایشها، مقاله انواع کوچینگ را بخوانید.
- لایف کوچینگ: کار با ارزشها، عادتها و تصمیمهای مهم زندگی؛ روانشناسی مثبتگرا و راهحلمحوری اینجا پرکاربردند.
- کوچینگ سلامت: تغییر سبک زندگی مثل خواب، تغذیه و ورزش؛ مصاحبه انگیزشی برای کار با تردید در تغییر بسیار رایج است.
- کوچینگ تحصیلی: مدیریت زمان، تمرکز و انگیزه درس خواندن؛ رویکرد شناختیرفتاری به کاهش تعلل کمک میکند.
- کوچینگ سازمانی و کوچینگ اجرایی: رشد مهارتهای رهبری و عملکرد؛ بخش بزرگی از شواهد پژوهشی همین حوزه است.
- کوچینگ خانواده: بهبود ارتباط و همکاری در خانواده با تمرکز بر اهداف مشترک.
کوچ چطور روانشناسی را درست در کوچینگ به کار بگیرد؟
برای کوچ شدن مدرک روانشناسی لازم نیست. اما کوچی که میخواهد از رویکردهای روانشناختی استفاده کند، باید آنها را آموزش دیده و تمرین کرده باشد.
در بریتانیا عنوان «روانشناس کوچینگ» (Coaching Psychologist) به کسی گفته میشود که مدرک روانشناسی مورد تأیید BPS، آموزش مرتبط، تجربه نظارتشده و نظارت منظم داشته باشد. چه روانشناس باشید و چه نه، این مسیر به شما کمک میکند روانشناسی را درست در کوچینگ به کار بگیرید:
- مهارتهای پایه کوچینگ را محکم کنید. گوش دادن فعال، پرسش قدرتمند و ایجاد آگاهی، بستر استفاده از هر رویکردیاند. مقاله مهارتهای ضروری کوچینگ این مهارتها را بررسی کرده است.
- یک یا دو رویکرد را عمیق یاد بگیرید. شروع با رویکرد شناختیرفتاری یا راهحلمحور معمولاً سادهتر است.
- آموزش استاندارد و مدرک معتبر بگیرید. آشنایی با مدارک بینالمللی کوچینگ و مدرک فنی حرفهای کوچینگ به انتخاب مسیر مناسب کمک میکند.
- تمرین کنید و نظارت بگیرید. جلسات تمرینی، منتور کوچینگ و بازخورد، فاصله دانش و مهارت را پر میکنند.
- مرز کارتان را بشناسید. بدانید چه زمانی باید مراجع را به متخصص دیگری ارجاع دهید.
استفاده از ابزارهای روانشناختی به این معنا نیست که کوچ درمانگر است. کوچینگ برای رشد افراد سالم است و تشخیص یا درمان اختلال روانی در حیطه کار آن نیست. اگر میخواهید تفاوت این حرفهها را دقیقتر بشناسید، مقالههای تفاوت کوچینگ و مشاوره چیست؟ و تفاوت کوچینگ و منتورینگ چیست؟ را ببینید.
فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF) راهنمایی منتشر کرده تا کوچها تشخیص دهند چه زمانی نیاز مراجع از صلاحیت آنها فراتر است و باید او را به متخصص سلامت روان ارجاع دهند. غم یا اضطراب شدید و طولانی، صحبت از آسیب به خود و ناتوانی در انجام کارهای روزمره از نشانههاییاند که ارجاع را ضروری میکنند. رعایت این مرز بخشی از منشور اخلاقی در کوچینگ است. درباره نقش این نهاد در مقاله فدراسیون بینالمللی کوچینگ ICF بیشتر بخوانید.

جمعبندی
کوچینگ در روانشناسی یعنی استفاده آگاهانه از دانش علمی رفتار، هیجان و انگیزه برای کمک به افرادی که میخواهند رشد کنند. رویکردهایی مثل شناختیرفتاری، راهحلمحور، روانشناسی مثبتگرا، ذهنآگاهی و مصاحبه انگیزشی به کوچ کمک میکنند بهجای توصیههای کلی، دقیقاً همان مانعی را هدف بگیرد که مراجع را متوقف کرده است.
این حوزه امروز پشتوانه دانشگاهی، نهادهای حرفهای و شواهد پژوهشی رو به رشدی دارد. اگر مراجع هستید، دانستن این رویکردها کمک میکند کوچ مناسب را انتخاب کنید. اگر کوچ هستید یا میخواهید کوچ شوید، یادگیری آنها کیفیت جلسات شما را بهطور جدی بالا میبرد.
اگر میخواهید کوچینگ را بهصورت علمی و استاندارد یاد بگیرید، دورههای تخصصی کوچینگ استاد یاسر متحدین، بنیانگذار آکادمی فراکوچ، طراحی شدهاند. برای شروع از پایه، دوره رایگان کوچینگ نقطه مناسبی است تا ببینید این مسیر با شما همخوانی دارد یا نه.
❓ سؤالات متداول
کوچینگ در روانشناسی یعنی چه؟
یعنی استفاده از نظریهها و روشهای علمی روانشناسی در جلسه کوچینگ، برای کمک به افراد سالم در رسیدن به هدف، افزایش بهزیستی و بهبود عملکرد.
آیا کوچینگ شاخهای از روانشناسی است؟
کوچینگ رشتهای مستقل است که از نظریههای روانشناسی استفاده میکند. «روانشناسی کوچینگ» شاخهای کاربردی در روانشناسی است که پشتوانه علمی کوچینگ را بررسی و تقویت میکند.
برای استفاده از روانشناسی در کوچینگ باید روانشناس باشم؟
نه. مدرک روانشناسی شرط کوچ شدن نیست، اما باید رویکردهای روانشناختی را در یک آموزش استاندارد یاد بگیرید، تمرین کنید و زیر نظارت تجربه کسب کنید.
